
xa0 ساعت سه بامداد است ... این نیمه شب هم مثل نیمه شب های دیگر بیدارم .. همیشه زمانی را که همه خواب بودند ، غنیمت شمردم برای تلاش ... تلاشی در راستای بهبود مسیر ... مسیری برای تکامل آنچه آموختم . xa0 شب های مکرری بین این پیمودن ها ، بر صندلی نشسته .. روی میز پا دراز کرده .. چشم ها یم را بسته .. و با افکاری مملوxa0 از خط و خطوط .. منحنی ، صاف و شکسته .. دنیایی از زیبایی ساختم .. و خوابیدم . xa0 ولی آن شب ، آن شب فراموش نشدنی ... خواب از سرم پریده بود . xa0 آن شب موضوعی را دریافتمxa0 ؛ که چند ما...
ادامه مطلب
xa0 ساعت سه بامداد است ... این نیمه شب هم مثل نیمه شب های دیگر بیدارم .. همیشه زمانی را که همه خواب بودند ، غنیمت شمردم برای تلاش ... تلاشی در راستای بهبود مسیر ... مسیری برای تکامل آنچه آموختم . xa0 شب های مکرری بین این پیمودن ها ، بر صندلی نشسته .. روی میز پا دراز کرده .. چشم ها یم را بسته .. و با افکاری مملوxa0 از خط و خطوط .. منحنی ، صاف و شکسته .. دنیایی از زیبایی ساختم .. و خوابیدم . xa0 ولی آن شب ، آن شب فراموش نشدنی ... خواب از سرم پریده بود . xa0 . . ....
ادامه مطلب