با سلام و تشکر از خداوندی که به تازگی شناختمش ...
خانواده ، دوستان و اساتیدی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم ،
در پیشرفت و سپری کردن دروس معماری و زندگی ، مرا یاری و راهنمایی کردند .
نوبت قبلی ...
در مقدمه چنین دفترچه ای که حکم پایان دوره ی آموزشیِ وقت را داشت ؛
داستان قورباغه ای را نوشتم که در رقابت رسیدن به برج بلندی ، پیروز شد ...
و رازش کَـر بودن گوشهای آن بود ، که نمی شنید ؛ وقتی همه میگفتند : او نمی تواند !!!
اما امروز از شمیشیری می گویم که هر چقدر تیـز تر می شود ،
به همان اندازه ... بُـرنده می شود و آسیب رسان .
.
.
.
....
ما را در سایت . دنبال میکنید
برچسب: مقدمه پایاننامه, نویسنده: بازدید: 16