روزهای آفرینش - مقدمه (پیشگفتار دوم)

خرید بک لینک

ساعت سه بامداد است ...

این نیمه شب هم مثل نیمه شب های دیگر بیدارم ..

همیشه زمانی را که همه خواب بودند ، غنیمت شمردم برای تلاش ...

تلاشی در راستای بهبود مسیر ...

مسیری برای تکامل آنچه آموختم .

شب های مکرری بین این پیمودن ها ،

بر صندلی نشسته ..

روی میز پا دراز کرده ..

چشم ها یم را بسته ..

و با افکاری مملو از خط و خطوط ..

منحنی ، صاف و شکسته ..

دنیایی از زیبایی ساختم .. و خوابیدم .

ولی آن شب ، آن شب فراموش نشدنی ... خواب از سرم پریده بود .

آن شب موضوعی را دریافتم ؛ که چند ماه بود روی آن کار می کردم ..

و بی تردید ثمرهء چند سال تلاشم در این زمینه بود ..

و شاید یک عمر برای رسیدن به این لحظه ، نفس کشیده بودم .

آن شب ، هیجانی عجیب سراسر وجودم را فرا گرفته بود .

حتی فکر می کردم .. تا لحظاتی دیگر :

نیروهای مافوق جهانی از پنجره محل سکونتم داخل می آیند ،

و من را که چنین موضوع حساسی را کشف کرده بودم ...

با خود می برند !!!

در اصل باید از خوشحالی به هوا می پریدم و فریاد می کشیدم :

یــــــــافتم .... یـــــــــافتـــــم ... !!!

یا به رسم کاشفان و مخترعین ،

کاغذهای اتُـد زده خود را به هوا پرتاب می کردم ..

و فریاد می کشیدم : یـــــافتــــم ... یــــآفــتم ..!!!

آن شب ، جواب سئوالی که در کودکی از بزرگترها پرسیده بودم ...

را یـــــــآفـــــتــــم .

( بی پروا بگویم )

آن شب ، راز آفرینش جهان .. را یآفتم .

کلیدی ساده و پیچیده ...

برای تمام علوم ، هنر و فرهنگ ..

که جهان هستی ما را خلق کرده اند .

من در سن سی سالگی ...

کشف و شاید اختراعی بزرگی کردم ؛

و تصمیم گرفتم آنرا در راستای دروس معماری و هنر ...

برنامه ریزی کنم ...

تا برای بالا بردن کیفیت این مهم ، کارساز باشد .

پس به شما عزیزان ...

در هر رشته و سمت ...

مخصوصاً ...

اگر در زمینه ( معماری و هنر ) تحصیلات دارید ...

توصیه خواندن این مطالب را دارم .

حامیز

نوشته شده توسط در ساعت 23:59 | لینک |
....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: روزهای,آفرینش,مقدمه,پیشگفتار,دوم, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی