.

متن مرتبط با «تسخیر» در سایت . نوشته شده است

تسخیر قمرها (روایت 5)

  • نیلوبلاگ

    » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...

    ادامه مطلب
  • تسخیر قمرها (روایت 2)

  • نیلوبلاگ

    xa0 تو این مأموریت سِناتور و من کمک می کنیم به هم ، تا موفق بشیم ... همیشه در کارهایی که چند تا از نیروهای ما در کنار هم هستیم ... و پشت هم را داریم ، خیلی راحت از پس افراد لشگر بدی ها بر می آییم ... نیروهای لشگر بدی ها همیشه به یک روش حمله می کنند ... xa0 روش تکراری !!! . . . xa0...

    ادامه مطلب
  • تسخیر قمرها (روایت 3)

  • نیلوبلاگ

    هلیکوپتر از زمین جدا شد .. پرواز کردیم .. صدای دوست داشتنی پره هایش باز گوشم را نوازش داد . امـّا هر بار ، با اینکه لذت پرواز ... مرا به اوج دیوانگی می رساند ، عرق ترس را هم به پیشانیم می نشاند . فاصله گرفتن از قمر زیبایی که روی آن زندگی می کنیم ، من را نگران می کند .. ما فاصله گرفتیم ، از محل استقرارمان ... و به طرف بمب افکن های دُمــِن ها راهی شدیم . دوری و نزدیکی ... حس عجیبی دارد ؛ امّا چه کسی می داند ؟؟ وقتیxa0 از جایی امن دور می شوی ... و به جایی نا امن نزدیک می شوی ... آیا این رفتن برگشتی...

    ادامه مطلب
  • تسخیر قمرها (روایت 4)

  • نیلوبلاگ

    غرور سرمست کننده ای تمام وجودم را گرفته بود ... کار را تمام شده می دانستم ؛ xa0 امّا چند شلیک دیگر مانده بود و بدتر از همه بمب افکن ها جای ما را حدس زده بودند و محدوده ی ما را آتش باران می کردند . xa0 بر اثر استرس و غروری که داشتم ... شلیک بعدی را بدون توجه به شمارش سناتور انجام دادم ؛ و متأسفانه موشک دوم من به هدر رفت . سناتور طوری به من نگاه میکند که معلوم است از تحسین چند لحظه پیش خود پشیمان است . xa0 xa0 حتماً سناتور میگه شلیک اول که درست به هدف زدم هم شانسی بود . ( حامیز این را با خودش فکر ...

    ادامه مطلب